حسن سيد اشرفى
31
نهاية الوصول ( شرح فارسى كفاية الأصول ) ( فارسى )
متعلّق به « تأثير » بوده و ضمير در آن به علّت برگشته و موصول « الّذي » با جملهء بعد كه صلهاش بوده ، صفت براى « ذاك الرّبط الخاصّ » مىباشد . آكد و اقوى : كلمهء « آكد » خبر براى « ان يكون » و كلمهء « اقوى » عطف بر « آكد » مىباشد . شرح ( پرسش و پاسخ ) 12 - دليل اوّل طرفداران و قائلين به مفهوم داشتن جمله شرطيّه چه بوده « 1 » و نظر مصنّف نسبت به اين ادّعا چيست ؟ ( و دعوى تبادر . . . بنحو التّرتّب على العلّة المنحصرة ) ج : مىفرمايد : دليل اوّلشان ، ادّعاى تبادر لزوم و ترتّب به نحو ترتّب بر علّت منحصره در قضاياى شرطيه مىباشد . « 2 » اين ادّعا با دو بيان مردود بوده و چنين ادّعاى ، بعيد است .
--> ( 1 ) - طرفداران مفهوم شرط براى اثبات چهار اصل يادشده خصوصا علّيّت منحصرهء شرط براى جزاء كه موجب مفهوم براى جمله شرطيّه مىشود پنج دليل آوردهاند : 1 - تبادر 2 - انصراف 3 و 4 و 5 - تمسّك به اطلاق و مقدّمات حكمت ولى هركدام با تقرير جداگانه . مصنّف در ادامه ، دلايل يادشده را باطل دانسته و ردّ مىنمايد . ( 2 ) - از آنجا كه مفهوم داشتن جمله شرطيّه بعد از قبول كردن ارتباط و ترتّب بين شرط و جزاء ، متوقّف بر اثبات ترتّب علّى به نحو علّت منحصره مىباشد ، طرفداران مفهوم داشتن جمله شرطيّه مىگويند : از ظاهر جملات شرطيّه وقتى استعمال مىشوند ، لزوم ارتباط علّى و معلولى به نحو علّت منحصره بين شرط و جزاء به ذهن مخاطبين تبادر مىكند . تبادر نيز علامت حقيقت و نشانگر موضوع له حقيقى الفاظ و هيئات مىباشد . بنابراين ، جملات شرطيّه ، وضع شدهاند براى دلالت بر ارتباط علّى و معلولى به نحو علّت منحصره بين شرط و جزاء كه به معناى انتفاء عند الانتفاء و مفهوم داشتن جملهء شرطيّه مىباشد . ولى تبادر ، امرى وجدانى و شخصى بوده و مخالف ، مىتواند ادّعاى عدم تبادر كند . بههمينجهت است كه عدهاى از راههاى ديگر به اثبات مفهوم شرط پرداختهاند . لازم به ذكر است ؛ روش قدماء از اصوليون با متأخّرين در اثبات مفهوم براى جملهء شرطيه ، مخالف يكديگر بوده و متفاوت است . متأخّرين ، مفهوم داشتن جملهء شرطيّه را بر استفادهء علّيّت منحصره در